دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

115

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

مكحول البصر سازد . در اين خصوص حتى راضى به سنت سابقه دربارى يعنى ميل‌كشيدن و ازكار انداختن نور بصر نشد ، بلكه دستور داد تا چشمان آنها را از حدقه درآورند . البته اين واهمه از رقباى احتمالى شامل حال دو فرزند او نشد ، گواينكه در محافل دربارى ترديدهايى در مورد آنها وجود داشت . هنگاميكه عباس دوم به ميگسارى مىپرداخت ميل به جرم و جنايت در او قوت مىگرفت . ممنوعيتى كه وزير اعظم او ساروتقى و نمايندگان طبقه مذهبى كشور در آغاز سلطنت عباس دوم براى شرب خمر اعمال كردند ، كوتاه‌مدت بود و شرب خمر همچون زمان پدر او ، دگرباره سكه رايج دربار شد . طبق اشاره يكى از تاريخچه‌ها « 1 » ، تنها سرگرمى شاه جوان ميگسارى و تماشاى چوگان‌بازى بود . علاقه ديگر او ، عشق مفرطش به زنان بود و چنين مىنمايد كه مرگ زودرس او بىارتباط با اين مسأله نبوده است . با اينكه اين صفات تصوير شاه را تا حدودى تيره و كدر مىسازد ، ولى او به هيچ‌وجه عارى از صفات خوب كه مصدوق ناظران داخلى و خارجى به يكسان قرارگرفته ، نبوده است . در ميان اين صفات بايد از عشق و علاقه او به عدالت نام ببريم . عباس دوم هنگاميكه فساد يا استبداد ، بىنظمى و سوء اداره را مشاهده مىكرد ، بىتوجه به اينكه اين مسأله از مسائل معمولى ديوان عدالت و يا نظارت دستگاههاى سياسى و ديوانى ، چه كشورى و چه لشكرى ، بوده ، وارد عمل مىشد و به موأخذه شديد مىپرداخت . او حتى چند روز از هفته را شخصا به امور ديوان مظالم اختصاص مىداد و مخصوصا تصميمات دقيق و شديدى را براى امنيت و سلامت عمومى و سركوبى دزدان و قطاع الطريق تدارك مىديد . عباس توان و همتى كه در اين امر و ساير امور عمومى از خود نشان داد نه‌تنها موجب امحاى بدكرداريها و سوءاستفاده مأمورين گرديد كه از زمان جدّش انجام مىشد بلكه رويهمرفته به اصلاح عمومى سياسى صفوى انجاميد . اگر به علاقه شاه در زمينه‌هاى معنوى ، فكرى و هنرى ( كه قبلا گذرا بدان نظرى افكنديم ) توجهى درخور كنيم ، سيماى درخشان شاه عباس دوم بيشتر آشكار مىشود . او به شركت متفكران و دانشمندان و نيز دراويش در امور مملكتى ارزش عمده قائل بود و در مورد آنها دست‌ودلبازيهاى زيادى مىكرد . او در دربار خود مباحثات و مناظراتى را با آنها دربارهء موضوعات انتخابى مورد علاقه‌شان ترتيب مىداد . به‌علاوه گاهى هم رهبران مؤمنى چون وزير اعظم خليفه سلطان را در امر مذهبى فراخوانى اقليتهاى مذهبى به دين اسلام ، كمك مىكرد . درعين‌حال كه مسيحيان تا حدودى مصونيت داشتند چون در مورد آنها شدت عمل و قاطعيت

--> ( 1 ) - قزوينى ، عباسنامه ، ص 315 ؛ و نيز براون ، Das Erbe Schah AbbasI ، ص 137 .